ماگنورا در قسطنطنيه. اختراع ابزارهاي مكانيكي (خودكار و غيره) قصر ماگنورا و تلگراف چشمي كه در امپراتوري بيزانس به كار ميرفت، بدو منسوب است. اما آثاري در باب رياضيات، علم احكام نجوم و طب نوشت. دايرةالمعارف طبياش، كه در اثناي فرمانروايي تيوفيل تدوين شد، رسالهٴ مهمي در هفت كتاب است. در اصول معالجات او به جراحي توجهي زياد شده. رستاخيز بيزانس را در سدههاي نهم و دهم برانگيخت، كه بهترين نسخههاي آثار كلاسيك يوناني، مخصوصاً آثار ارشميدس را بدان مديونيم.
فلسفهٴ لاتيني
قديس آگوبارد1
در حدود 779 زاده شد، در 840 درگذشت. اسقف اعظم ليون. مدافع عقل در برابر خرافات، ((روشنفكرترين فرد عصر خويش)). او كارهاي ناروايي را كه در مورد تعقيب جادوگران، محاكمه از طريق امتحان متهم، احقاق حق از راه دوئل، شمايل پرستي، ارائهٴ دلايل خرافي براي پيداش طوفان صورت ميگرفت، مورد حمله قرار داد.
هرابانوس موروس2
در حدود 776 در ماينس3 زاده شد و در 856 در وينكل4 بر كرانهٴ راين در گذشت. مربي كارولنژي. ((نخستين مربي آلمان)). در تور شاگرد آلكوين بود. رهبان فولدا، بعداً اسقف اعظم ماينس. مدرسهٴ فولدا را سازمان داد، كه بر اثر مساعي او اعتبار فراواني كسب كرد. مهمترين اثرش در باب عالم در 22 كتاب، يا اثري در مصادر5 است كه نوعي واژهنامه يا قاموس كتاب مقدس به شمار ميرود و در 844 تدوين شده است. اثر ديگرش مباني آموزش كشيشي6 نام دارد، شامل سه كتاب كه در آن روش تعليم كشيشان توصيف شده و رسالهٴ كاملي است در باب تعليم و تربيت، كه از فنون سبعه گفتوگو ميكند. از ميان آثار متعددش بايد اشارهاي هم بشود به منتخبات7 از دستور زبان پريسكيان (نك نيمهٴ اول سدهٴ ششم) كه بينهايت رايج بود، همچنين به يك تقويم نجومي و يك واژهنامهٴ لاتيني به آلماني. معلومات او هنوز در سطح آباي كليسا بود، ولي يكي از آخرين مردان ممتازي است كه در حقش اين را ميتوان گفت. او معلومات ناچيزي دربارهٴ زبان يوناني و حتي عبري داشت.